مهندس عزیز :"سادگی محض"
لحظه های شیرینشان به قول خودشان زیاد است ... تازه کلی هم به انها مینازند ... ما که نمیدانیم شاید از زیادیه این خوشیهاست که لبخند روی لبشون پاک نمیشود ...
"اگر مادر بزرگه زنده بود الان کلی ذوق مرگ میشد از قد رشیدش" ... میشود لمس کرد که در تنهاییهایش به حرفهای ما هم شده اندکی فکر میکند ... توی خودش با خودش زار میزند ... کاسه ی صبرش که لبریز میشود فقط کمی ابروهایش معوج میشود و کمی هم غر میزند ... دلش پاک است ... ساده است ... گاهی خیلی از ما ها از همین ساده بودنهایش بهره هایی برده ایم ...
گاهی انقدر حرص میخورد که قابل وصف نیست !
برخی ها در پشت سرش حرفهای بی ربطی میزنند ... وقتی از این حرفها باخبر میشود فقط لبخندی میزند و میگوید :همه خدایی دارند ...
خیلی ها چشم دیدنش را ندارند و نداشتند ، نمیدانم در این مورد چه بنویسم !!!
به نظر می اید خیلی ها اصلا شناختی ازش ندارند ، شما نمیدانید که خیلی از کارها که برایتان صورت گرفت او در انها نقش اصلی رو ایفا میکرد و خیلی های دیگه از این سادگیش بهره هایی برده اند و اسم و رسم هایی پیدا کرده اند، در دانشکده !
حالا وقتی درخواست هایی داریم از خیلی ها ، تنها کسی که با روی خوش پاسخمان را میدهد ایشان هست و بس ...
مختصر وصف از دوست عزیزمان :
مهندس حامد علاقه بند
.
.
.
بهترین ها رو واسش ارزومندیم
مکانیک بهشت ریاضیات است.