سلام دوستان عزیز و مهربونمان ...


"""همدم خوبي بودي در اين سه سال و اندی روز گذشته ! مي توانم با قاطعيت بگويم كه روي‌ هم رفته دوستت داشتم . با وجودي كه ذاتا" با دنياي مجازي سر ناسازگاري دارم و دقيقا" نمي‌دانم اين حس بدم نسبت به اين فضاي بي‌جان از كجا سرچشمه گرفته است ...

دوست دارم دم رفتن كمي از خوبي‌هايت تعريف كنم و البته بدي هايت را هم حتما" حلال مي‌كنم ...دوست ندارم بين من و تو هيچ كدورتي باقي بماند ...

يكي از درخشان ترين محاسنت  سنگ صبور بودنت است .  هركسي مي تواند هر طور كه اراده كند در بلاگستان جولان بدهد و محدودیتی هم ندارد ؛بالأخره همه ما ايراني هستيم كم و بيش !!!

مزيت ديگري هم داري :استادانه آرشيو مي‌كني فارغ از ارزشمند بودن يك نوشته يا سخيف بودنش ،انصافا" جاودانه‌اش مي‌كني .

میگفتند هزينه ناچيزي هم داري هر چند كه زمانهايي را كه به پاي تو هدر مي رود را برآورد هزينه نمي‌كنيم ،قبول كن اگر همان ساعتهايي كه در برابر مانيتورها به پاي تو ريخته مي‌شدند و حرفهای دوگاه و سه گانه و چندگانه امان را نثار همدیگر میکردیم و چهره ی واقعیمان را پشت انها پنهان میکردیم، صرف يك كار واقعي مي كرديم نمي‌توانستي ادعاي كم هزينه بودن داشته باشي...

اينجا البته اعتراضت وارد است ...قبول دارم اكثر جماعتی که به اینجا می امدند  وقتشان مفت هم نمي ارزید و اگر ايجا نمی توانستند وقتشان را به قتل برسانند به شيوه اي ديگرو احتمالا" مفتضح تر،مي‌رفتندو ترتيبش را مي‌دادند ...

آخرين مزيتت را هم بگويم از بركت وجودت آدم با دوستان عزيزي آشنا مي شود هر چند كه مانند دوستي‌هاي عالم واقعي گاهي بعضي از اين دوستي ها مايه پشيماني مي شود !

   و اما در مورد بدي هايت ... راستش ليست بلند بالايي از بدي هايت دايم جلوي چشمم رژه مي‌رود اما به احترام دوستاني كه از بركت وجودت با آنها آشنا شده‌ام همه بدي هايت را از دم حلال مي‌كنم... هرچند كه اين امر، دليل نمي‌شود تاهمه را قسم ندهم كه : شما را به هر آنچه  مي‌پرستيد به جاي امدن در این فضاي مجازي و جولان دادن در ان ،سري به دنياي بيرون بزنيد و نترسيد از مواجه شدن با چهره واقعي آدمها و كسب تجربه هاي حقيقي ... باور كنيد پشت بيشتر اين نقابهاي مجازي شخصيتهايي كاملا" متضاد پنهان شده است ... قلم‌ها به راحتي دروغ مي گويند و چشمها نه !

با اين‌حال قبول دارم شرايط  و امكانات افراد با هم متفاوت است وشايد خود من هم با اين‌همه هارت و پورت روزي همين‌جا برگردم و بنويسم ...

امروز روز مهمي بود در زندگي من ...دقیقا روز چهارم سال نو !!! از آن روزهايي كه تا ابد در خاطرم مي ماند حتي اگر به مرض آلزايمر دچار شوم .پس بهانه خوبي هم به‌حساب مي آيد براي اينكه آخرين نوشته وبلاگ دانشجوییمان را در چنين روزي پست كنم ...  همين كار را هم كردم !!!

همگي شما را به خدایتان مي سپارم

شاد باشيد و سربلــــــــــــند